X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

روانشناسی روابط دختر و بسر

در دنیای مدرن کنونی ودر عصر ارتباطات، انکار وکنترل رابطه بین پسر و دختر امری محال و دور از واقع بینی است. چون ارتباط دختر و پسر یک نیاز عاطفی و روانی است که برای بسیاری از جوانان عدم این ارتباط و جلوگیری شدید از آن موجب بروز مشکلات بزرگ روانی می شود وتجربه ثابت کرده که در موضوعاتی به این شکل فشار و کنترل نتیجه معکوس عاید می کند. علاوه بر این مسائلی مثل رشد بی رویه جمعیت، زندگی ما شینی، بالا رفتن سن ازدواج ، وجود خلاء عاطفی ، مشکلات خانوادگی و عدم امکان ازدواج برای همه اقشار جامعه  به این نیاز دامن زده و انکار چنین ارتباطی را غیر ممکن ساخته است. پس بهتر است به جای فریب دادن خودمان و جامعه از راه خرد و آگاهی به این روابط جهت دهیم نه این که تصور کنیم با کنار گذاشتن این بحث یا پیش کشیدن احکام مذهبی که ما را از برقراری هرگونه رابطه ای منع می کند، چنین مشکلاتی بخودیخود حل خواهند شد.

 البته بسیاری از جوانان  به خاطر مسائل مذهبی یا خانوادگی این نیاز را در خود سرکوب می کنند که از نظر علم روانشناسی سرکوبی غریزه ها آینده نا مناسب روحی روانی را برای این افراد رقم می زند. برخی نیزدر روابط خودراه افراط  را پیش میگیرند و تبدیل به افراد غیر اخلاقی می شوند که یک جامعه سالم سعی دارد آنها را از بدنه خود جدا سازد. و مسلم است فردی که مطرود جامعه باشداز هیچ جنایتی فروگذاری نمی کند وبه انواع بزه کاری تن در می دهد.

در جوامع مذهبی بدلیل عجین شدن فرهنگ وآداب ورسوم با مذهب، یک نوع تناقضی بین باورها و نیازها ایجاد می شود واین مسائل بصورت لاینحل باقی می ماند در حالی که در سطح دنیا این نوع روابط جزء مسائل عادی اجتماع است و فرهنگ رابطه بین همه افراد جامعه حکمفرماست .اما در جوامعی که این روابط منع می شود ولع وحساسیت بیشتری بین دو جنس مخالف ایجاد شده به حدی که این نیاز سرکوب شده، در سنین بالاتر آثار منفی خود را نشان می دهد.

در جامعه ما بخاطرنوع اداره جامعه، بافت سنتی اجتماع ونوع فرهنگ حاکم بر جامعه جوانان ناچارند به شکل پنهانی و در خفا با هم رابطه ایجاد کنند. که در این نوع ارتباط ،  استرس ها، سوء استفاده ها و مشکلات بزرگی بوجود می آید.اما ما به هر حال در این اجتماع زندگی می کنیم پس چاره اساسی این است که با آموزش، فرهنگ ارتباطی خود را بالا ببریم.که با بالارفتن فرهنگ اجتماعی همه اقشار جامعه به رابطه به عنوان یک نیاز اجتماعی نگاه میکنند و به خاطر این روابط شخصیت افراد زیر سوال نمی رود وبسیاری از مشکلات که اکنون فرا روی روابط پنهان است حل می شود. امید اینکه با بالا رفتن فرهنگ اجتماعی هر دختر و پسر ایرانی بتواند در مورد نیازهای اساسی خود، با والدین یا با مشاوران کارآمد صحبت کند، تا پنهان کاری و مشکلات مربوط به آن از بین برود.

قدم اول در ایجاد فرهنگ رابطه اجتماعی این است که باید نگاه جامعه به زن عوض شود وبه زن به عنوان موجود درجه دوم نگاه نشود و هر حقی که برای پسری رواست برای دختر هم روا بدانند وبسیاری قوانین زن ستیز که حقوق زنان را محدود میکند کنار گذاشته شود.در کشوری که مردان آن بر این تصورند که زن موجود درجه دوم است، می توانی مدتی او را اسباب دست خود کنی ، احساسات و غرایز خود را با وجود اوفروکش سازی ،و به هنگام ازدواج به دختری بیندیشی که هرگز تاکنون با غیر همجنس خود صحبت نکرده است.چگونه دختر یا خانواده او با اطمینان خاطر به یک رابطه درست و منطقی بیندیشند که عواقب یک شکست روحی را در پی نداشته باشد؟شکستی که سایه آن گاه یک عمر بر سر دختر و خانواده او سنگینی می کند.

زنان بر اساس فیزیولوژی مغز و خصوصیات روانشناسی خود وقتی به یک ارتباط می اندیشند جنبه های احساسی وعاطفی آن را مد نظر قرار می دهند، در حالی که مردان هم بر اساس ساختار مغز و سیستم بدن خود، بیشتر غرایز و لذ ت های جنسی در دستور کار ضمیر ناخودگاه آنها گنجانده می شود.زنان دوست دارند با این ارتباط زندگی آینده و تداوم عشق و احساسات خود را رقم بزنند اما دستور کارذکر شده در بدن مرد،تجربه کردن را در دستور کار او قرار می دهد.البته مردان هم می توانند با کمک گرفتن از خرد بیداربه عواطف و احساسات زن بها دهند و او را فدای غریزه خود نکنند، اما مشکل اینجاست که در چنین سنی قدرت غریزه بالاتر از قدرت خرد است، و تنها زمانی خرد می تواند به غریزه جهت دهد که فرهنگ خانوادگی و اجتماعی ضمیر ناخودگاه فرد را، آماده پذیرش حقایق موجود نموده باشند.وارزش وجود زن به عنوان یک انسان که بعد عاطفی و احساسی او بالاتر از غریزه ای مانند غریزه جنسی اومی باشد را به او فهمانده باشند، نه تصورات اکنون که مرد همچون حیوان درنده تنها به فکر ارضای غریزی خود است،وبه زن تنها بعنوان شکار می نگرد و برای توجیه خود می گوید:اگر دختر خوبی بود راضی به هیچگونه رابطه ای با جنس مخالف خود نمی شد!

قدم بعدی آگاهی واطلاعات عمده ای است که باید در اختیار همگان قرار داده شود تا هم پسران و هم دختران  به نگاه یک انسان در هم بنگرند و ارزشهای انسانی را هر گز فدای خواسته های خود نکنند. وبدانند هر انسانی دارای حریم و حرمتی است که شکستن این حریم و حرمت مانند قتل آن انسان است.و همچنان که نیروی غریزی یک مرد را به سوی ارتباط با جنس مخالف می کشد نیروی احساسات و عواطف یک زن هم، او را برای یافتن تکیه گاهی به سوی بر قراری رابطه سوق می دهد.

موضوع دیگرگسترش مراکز مشاوره و حس اعتماد بخشی به جوانان برای مراجعه به این مراکز است.چون بسیاری از افراد نمی توانند در مورد مسائل خود با والدین خویش صحبت کنندپس باید حس اعتماد به جوانان داده شود تا به کارشناسان با تجربه این مراکز اعتماد کنند.

متاسفانه بسیاری از جوانان تصور میکنیم که با چند کلمه صحبت کردن با طرف مقابل وبرقراری یک عشق مجازی اجازه دارند تا مسئله ازدواج را مطرح کنند.درحالی که این پنداری غلط است چرا که هم این طرح این موضوع وسیله اغفال شده وهم اینکه شناخت در مورد ازدواج دارای ابعاد وسیعی است که باید همه آن ابعاد مورد برسی و تایید قرار بگیرد تا زندگی موفقی را بسازد.پس فرقی نمی کند ما از اینترنت یا از راههای دیگر با کسی آشنا شویم.بلکه مهم این است که اصول کلیدی زندگی موفق را در نظر بگیریم و برای تشکیل زندگی به عشق های آتشین بسنده نکنیم.مسئله بعدی اینکه نباید تصور کنیم که همه رابطه ها منجر به ازدواج می شود. یا همه رابطه ها بخاطر ازدواج است. اصولادر روابطی هم که برای تشکیل زندگی مشترک پایه گذاری می شود، گاه موانع بزرگی بوجود می آید که رسیدن شخص را به فرد مورد علاقه اش غیر ممکن میکند پس لازم است که شخص در روابط خود با دیگران مانند یک فرد سرمایه دار همه سرمایه خود را به چوب حراج نزند ودر ثانی خود راآن چنان وابسته به این رابطه نکند که در پس از هم پاشیدگی رابطه، شکست روحی بزرگی بر او تحمیل شود.برای کسانی که صرف ازدواج در رابطه برای آنها مطرح است نباید رابطه خود را با کامروایی کامل از همدیگر بنا گذارند.چرا که نهایت هر عشق وکمال هر رابطه ای به کامروایی است و اگر افراد قبل از ازدواج اقدام به کامروایی کنند، مهم ترین هدف در زندگی که برداشتن موانع برای با هم بودن و لذت بردن است به مسئله کاملا عادی مبدل می شود. و قدم های عاشق را در رسیدن به معشوق سست و شکننده می کند.

در جامعه بسته کنونی و با وجود انواع مختلف مشکلات اجتماعی افراد زیادی هستند در صدند که از راه دوستی پوششی بر مشکلات جنسی خویش بگذارند.به این مناسبت این افراد با شخصی طرح دوستی ریخته و چون ناچارند این فرد را رام خواسته های خود کنند به او پیشنهاد ازدواج می دهند.اما با گذشت زمان همه چیز را انکار می کنند.غافل از اینکه فرد مقابل ناچار است تجربه یک شکست بزرگ را در زندگی تحمل کند. و متاسفانه در جامعه ما این موضوع باب شده و اینجاست که کلمه ارتباط را در اذهان عمومی زشت و منفور می کند. وزشت تر اینکه فرد به دوستی خود متعهد نباشد و همزمان چند فرد دیگر را هم اغفال نماید.در پس چنین مشکلاتی است که خطر وجود جامعه بسته و ارتباط پنهانی مشخص می شود، که درمان آن آگاهی فردی و ایجاد فرهنگ ارتباط درست است تا هر کس در این روابط به هدف خویش برسد و کسی فدای خواسته دیگری نشود.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد