X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

مشکلات رفتاری کودکان

مقدمه

    اصلاح رفتار و مشکلات کودکان از اوایل دهه 1900 شروع شد و بتدریج مشخص شد که تفاوتهای اساسی بین بزرگسالان و کودکان وجود دارد و باید روشهای متفاوتی برای ارزیابی و درمان کودکان مورد توجه قرار گیرد. در ابتدا سعی بر این بود که برای اصلاح رفتار کودکان از روشهای روانکاوی استفاده شود. اما از آنجا که ارتباطهای کلامی با کودکان برای درک مشکلات آنها مفید واقع نشد، بتدریج بازی درمانی جایگاه مناسبی را در درمان کودکان بدست آورد. در این روش درمانی سعی بر این بود که محدودیتهای محیطی کمتر شده و کودک مورد پذیرش قرار گیرد. در همان زمان با ایجاد آزمایشگاههای روانشناسی و آزمایش بر روی حیوانات نظریه‌های یادگیری رشد و گسترش پیدا کرد و معلوم شد که بسیاری از رفتارهای غیرعادی کودکان از طریق یادگیری و الگوسازی ایجاد می‌شود. در حال حاضر، بسیاری از روانشناسان اعتقاد دارند که همانطوریکه مشکلات رفتاری توسط کودک آموخته می‌شود می‌تواند با آموزش برخورد مطلوب والدین با کودکان، رفتارهای نامطلوب را کاهش داد و بجای آنها به افزایش رفتار مثبت کمک کرد. در بیست سال گذشته پژوهش‌های زیادی در زمینه اصلاح مشکلات رفتاری کودکان انجام شده است. حتی می‌توان از این روشها در بهبود بعضی از مشکلات رفتاری که علت مشهود جسمانی دارند استفاده کرد. مثلاً بعضی از روانشناسان توانسته‌اند راه رفتن را به کودکان بیاموزند که دچار فلج مغزی هستند. روانشناسان دیگری توانسته‌اند رفتارهای اجتماعی مختلف (مثل نگاه کردن و رعایت آداب توالت رفتن) را در کودکانی که آسیب مغزی دیده‌اند کنترل کنند. این جزوه با هدف آشنائی والدین و مربیان با مشکلات رفتاری شایع در کودکان و روشهای اصلاح این رفتارها تهیه شده است و می‌تواند در افزایش آگاهی و کاربرد عملی اصول رفتار درمانی در منزل نقش قابل توجهی داشته باشد. بدیهی است که اختلالات روانی شدید در کودکان که باید شناسائی و توسط متخصصین تحت درمان قرار گیرند مورد بحث این جزوه نمی‌باشد.

به خاطر داشته باشید:

روابط صحیح والدین،‌ تشویق مناسب در محیط خانوادگی امن از عوامل مؤثر در پیشگیری و اصلاح مشکلات رفتاری کودکان است.

نقش خانواده در پیشگیری از مشکلات رفتاری در کودکان

    خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی اولین تکیه گاه کودک است. در خانواده است که کودک می‌تواند از رشد عاطفی کافی برخوردار شده و آماده ورود به جامعه بزرگتر گردد.

    هر خانواده سالم از عناصری مثل پدر، مادر، برادر و خواهر تشکیل شده است و هرکدام به نوعی در شکل گیری شخصیت کودکان نقش دارند. در یک خانواده سالم پدر نقش بسیار حساسی به عهده دارد و رعایت سلسله مراتب بین اعضای خانواده درجامعه پذیری کودکان حائز اهمیت است. خانواده‌ها در برخورد با مسائل موجود در خانه روشهای متفاوتی را انتخاب می‌کنند و این روشها شیوه برخورد کودکان را درمحیطهای اجتماعی بزرگتر شکل می‌دهد. روانشناسان خانواده‌ها را از نظر شیوه تربیت کودکان به چهار دسته تقسیم می‌کنند:

1 ـ خانواده‌های خشک و سختگیر

    در خانواده‌های خشک و سختگیر به خواسته‌ها و نیازهای کودکان کوچکترین توجهی نمی‌شود. در این خانواده‌ها، والدین همانگونه رفتار می‌کنند که در کودکی با آنها رفتار شده است. تصمیم‌گیری‌ها صرفاً توسط پدر و گاهی مادر صورت می‌گیرد. در این خانواده‌ها والدین هرچه را خود صلاح بدانند انجام می‌دهند و نظرات فرزندان تأثیری در تصمیم‌گیری آنها ندارد. در این خانواده‌ها فرزندان بشدت تحت فشار هستند و کوچکترین مخالفت آنها با تنبیه روبرو می‌شود. متأسفانه وقتی کودک از نظر جسمی رشد کرد به مخالفت با خانواده برمی‌خیزد و برای جبران کمبودهای عاطفی خود به افراد بیرون از منزل گرایش پیدا می‌کند. با توجه به اینکه اینگونه کودکان از رشد کافی روانی برخوردار نشده‌اند در مقابل خواسته‌های افراد ناسالم سریعاً تسلیم می‌شوند و چون از محبت کافی برخوردار نبوده‌اند با کوچکترین محبت جلب گروههای بزهکار می‌شوند.

2 ـ خانواده‌های آزاد گذارنده

    در این گونه خانواده‌ه والدین به خاطر گرفتاریهای شغلی و یا اختلافات خانوادگی کودکان را رها می‌کنند و کودکان هرگونه که دلشان بخواهد رفتار می‌کنند. در اینگونه خانواده‌ها هیچگونه نظم و انضباطی حاکم نیست. آزادی بیش از حد و بدون کنترل باعث پرتوقعی کودکان شده و وقتی کودکان در جامعه با کوچکترین مانعی روبرو می‌شوند دچار ناکامی و ناامیدی شده و همین مسأله زمینه را برای بروز اختلالات و مشکلات رفتاری جهت رفع ناکامی‌ها فراهم می‌سازد.

3 ـ خانواده‌های گسسته

    در این خانواده‌ها دائماً بین والدین درگیری‌های لفظی و جسمی صورت می‌گیرد و تفاهم بین والدین وجود ندارد، هرکدام از والدین برحسب سلیقة خود به تربیت کودکان می‌پردازند. در این خانواده‌ها، در دعواهای بین والدین، کودکان گاهی از پدر و گاهی از مادر حمایت می‌کنند و در مشکلات موجود بین والدین دخالت می‌کنند و کودکان در انتخاب روشهای مناسب دچار تردید و دو دلی می‌شوند و خانواده را جای امنی برای رشد عاطفی خود نمی‌یابند. مشکلات رفتاری به خصوص اختلالات روانی در این کودکان بمراتب شایعتر است. بخصوص بزهکاری و رفتارهای ضد اجتماعی و اعتیاد بیشتر مشاهده می‌شود.

4 ـ خانواده‌های سالم

    در اینگونه خانواده‌ها رابطه بین اعضای خانواده بر سلسله مراتب خاصی استوار است. جایگاه پدر، مادر و فرزندان مشخص است. در این خانواده‌ها، هرکس موقعیت خود را درک می‌کند. همه اعضای خانواده در رفع مسائل و مشکلات خانواده باهم مشورت می‌کنند. پدر و مادر مسائل زناشوئی خود را در جمع کودکان مطرح نمی‌کنند و اختلافات خود را بدون حضور کودکان و با روش منطقی حل می‌کنند. در این خانواده‌ها در مقابل خواسته‌های غیرمنطقی نیز با قاطعیت برخورد می‌شود. در این خانواده‌ها از کودکان بعنوان قاضی استفاده نمی‌شود. رفتارهای مناسب والدین باعث می‌شود که کودکان از توانائی‌های لازم برای ارتباط با سایر افراد جامعه برخوردار شوند و کمتر از سایر خانواده‌ها مشکلات رفتاری مشاهده می‌شود.

چه باید کرد

    با توجه به توضیحات فوق، اگر مشکلاتی در خانواده شما وجود دارد به موارد زیر توجه کنید:

1 ـ محیط خانواده را گرم و صمیمی نگه دارید.

2 ـ از برخوردهای لفظی و بدنی در حضور کودکان پرهیز کنید.

3 ـ سلسله مراتب خانواده را ارزیابی و مشکلات موجود را اصلاح کنید.

4 ـ از جبهه بندی و وارد کردن کودکان در این جبهه بندی‌ها پرهیز کنید.

5 ـ از تنبیه بدنی در تربیت کودکان استفاده نکنید.

6 ـ با توجه به سن کودکان، نیازهای عاطفی و جسمی آنها را مورد توجه قرار دهید.

7 ـ کودکان از طریق مشاهده یاد می‌گیرند. عوض پند و اندرز، خودتان رفتار مناسب داشته باشید تا کودکان با الگوسازی، رفتار مناسب را از شما یاد بگیرند. سعی کنید اعمالتان با گفته‌هایمان مطابقت داشته باشد.

8 ـ اوقات فراغت کودکان خود را با توجه به خواسته‌های منطقی آنها پر کنید.

9 ـ از پیشنهادات و نظرات کودکان خود در برنامه‌های خانواده استفاده کنید.

10 ـ استعدادهای کودکان خود را شناسائی کنید و به تقویت این استعدادها بپردازید.

11 ـ محیط‌ها و افراد ناسالم را به آنها بشناسانید و روشهای مقابله با این افراد را به کودکان خود بیاموزید.

12 ـ با خانواده‌های سالم رفت و آمد داشته باشید.

13 ـ اجازه دهید کودکان نظرات خود را ابراز کنند.

اختلالات تیک در کودکان

    اختلالات تیک به گروهی از حرکات غیرارادی و تکراری در تعدادی از عضلات بدن گفته می‌شود. این حرکات در موقع استرس یا اضطراب بیشتر دیده می‌شود و اغلب از مشکلات روانی و عاطفی ناشی می‌شود. تیکهای دوران کودکی معمولاً زودگذر هستند اما گاهی ادامه پیدا می‌کنند.

چه باید کرد

1 ـ برای درمان تیک باید سعی کنید که چه عواملی در ایجاد آن نقش دارند، بدون شناسایی علت ناراحتی اقدامات شما بی‌فایده خواهد بود.

2 ـ یکی از عوامل مؤثر در تیک درگیریهای والدین است. محیط زندگی را بررسی کنید. آیا در خانواده، شما، همزمان با بروز تیک در فرزندتان، اتفاق تازه‌ای افتاده است؟ آیا فرزند شما در محیط خانواده احساس آرامش می‌کند؟ اگر مشکلاتی در خانواده وجود دارد سعی کنید درایجاد محیطی امن برای اعضای خانواده بکوشید.

3 ـ همانطوریکه در تعریف تیک اشاره کردیم، این اختلال بصورت قراردادی اتفاق می‌افتد. یعنی فرزند شما این حرکات را بطور عمدی انجام نمی‌دهد. بنابراین، از سرزنش، تنبیه و اخطار دادن زیاد خودداری کنید. رفتار نامناسب شما ممکن است موجب شدت یافتن بیماری شود.

4 ـ سعی کنید از طرح مسائلی که موجب اضطراب فرزندتان می‌شود خودداری کنید.

5 ـ بسیاری از کودکان مبتلا به تیک اعتماد به نفس پایینی دارند. سعی کنید بجای بزرگ کردن رفتارهای منفی فرزندتان، رفتارهای مثبت او را تقویت کنید.

6 ـ اگر فرزندتان به مدرسه می‌رود، ارتباط بیشتری با مربیان و معلمین او برقرار کنید. در برخی موارد فشار والدین برای نمره بیشتر به رفتارها و حرکات غیرطبیعی در کودکان منجر می‌شود.

7 ـ در صورتیکه مشکل در یک دوره زمانی مناسب بر طرف نشد با روانشناسان و روانپزشکان مشورت کنید.

به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1 ـ چه عواملی در ایجاد تیک در کودکان مؤثر است؟

2 ـ آیا تاکنون کودک یا بزرگسالی دیده‌اید که تیک داشته باشد؟

اگر مشاهده کرده‌اید، کدامیک از عضلات بدن او دچار ناراحتی می‌شود؟

شب ادراری

    شب ادراری عبارت است از دفع ارادی و غیرارادی ادرار در شلوار و یا رختخواب، در روز و یا شب و بعد از پنج سالگی. دفع ادرار تا سن 15 سالگی و حداقل یکبار در ماه امری طبیعی است. پسرها دوبرابر دخترها دچار این مشکل می‌شوند. این ناراحتی در افراد ثروتمند و فقیر دیده می‌شود، ولی در طبقات پایین جامعه بیشتر است.

چه باید کرد

1 ـ با مراجعه به پزشک متخصص دستگاه دفع ادرار، مطمئن شوید که بیماری جسمی خاصی کودک شما را تهدید نمی‌کند.

2 ـ در فصلهای سرد لباس گرم و مناسب به کودک بپوشانید.

3 ـ اگر توالت از محل خواب کودک دور است از کودک بخواهید در هنگام نیاز برای توالت رفتن او را همراهی کنید.

4 ـ از کودک بخواهید از فعالیتهای بیش از اندازه که موجب سنگین شدن خواب می‌شود خوداری کند.

5 ـ از وسایل بهداشتی استاندارد برای توالت استفاده کنید تا کودک در موقع دفع ادرار دچار اضطراب نشود.

6 ـ از دادن مایعات زیاد در عصر و شب به کودک خوداری کنید. مگر در مواردی که کودک تب یا اسهال دارد.

7 ـ از کودک بخواهید که قبل از رفتن به رختخواب حتماً توالت برود.

8 ـ اگر توالت تاریک است چراغ مناسبی در آن نصب کنید.

9 ـ در اطاق کودک چند تا زیر شلوار اضافی بگذارید تا در صورت خیس کردن از آنها استفاده کند.

10 ـ بمنظور کاهش اضطراب و احساس گناه کودک، به او اطمینان بدهید که مشکل او رفع خواهد شد.

11 ـ کودک را هریک ساعت یکبار بیدار کرده و او را به توالت ببرید. این کار را دو هفته ادامه دهید.

12 ـ از محبت و مهربانی نسبت به کودک کوتاهی نکنید و بخاطر داشته باشید که شب ادراری نوعی بیماری است.

13 ـ در ازای هرشبی که رختخواب کودک خشک است به او جایزه بدهید.

14 ـ مشکل کودک را در حضور جمع مطرح نکنید و او را با دیگران مقایسه نکنید.

15 ـ اگر فشار روانی خاصی در خانواده (کشمکش‌های خانوادگی)، تولد فرزند جدید، تغییر مدرسه و غیره وجود دارد سعی کنید این فشارها را کاهش دهید.

16 ـ از تنبیه بدنی جداً پرهیز کنید.

17 ـ در مواقع روز به مقدار کافی به کودک آب بدهید و از او بخواهید وقتی که احساس می‌کند باید ادرارش را تخلیه کند، مدت 5 دقیقه ادرار خود را نگه دارد. و برای اینکار به او جایزه بدهید. در روزهای بعد این مدت را بتدریج بیشتر کنید.

18 ـ در صورتیکه بعد از اجرای این روشها (بطور دقیق) هنوز مشکل فرزند شما حل نشد با مراکز مشاوره تماس بگیرید.

به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1 ـ به نظر شما شب ادراری تا چه سنی طبیعی است؟

2 ـ به نظر شما چه عواملی در بروز شب ادراری در کودکان مؤثر است؟ 5 مورد نام ببرید.

3 ـ تولد فرزند جدید چگونه می‌تواند موجب شب ادراری در کودک بزرگتر شود، توضیح دهید؟

ناخن جویدن و مکیدن شست

    ناخن جویدن و شست مکیدن یک اختلال عادتی در کودکان است که تا سن هفت سالگی شایع بوده و از آن به بعد بندرت دیده می‌شود. این اختلال در دخترها شایع‌تر بوده و علت اصلی آن اضطراب است. اگر والدین از ناخن جویدن کودکان خود، نگران و ناراحت می‌شوند. بعضی از والدین فکر می‌کنند که جویدن ناخن باعث بیماری معده در کودکشان می‌شود. به همین دلیل با سرزنش، تنبیه، بستن انگشتان، مالیدن مواد دردناک مثل فلفل سعی می‌کنند مشکل فرزند خود را حل کنند. اما این باعث تشدید عادت می‌شود.

توجه:

در خانواده‌هایی که بین پدر و مادر اختلاف وجود دارد و یا برای تربیت کودکان از تنبیه‌های بدنی استفاده می کنند ناخن جویدن بیشتر دیده می‌شود.

چه باید کرد

1 ـ اضطراب و وسواس والدین در تشدید ناخن جویدن و شست مکیدن در کودکان مؤثر است. اول سعی کنید بجای انتقال اضطراب خود به کودک، با آرامش با مشکل برخورد کنید.

2 ـ از تحقیر و تنبیه کردن کودک بخاطر این عادت خوداری کنید و سعی کنید بی‌تفاوت باشید.

3 ـ اگر درگیری و اختلاف خانوادگی وجود دارد، سعی کنید ضمن پیدا کردن عوامل مؤثر در آن، محیط خانه را به محلی امن تبدیل کنید.

4 ـ از تماشای فیلمهای ترسناک و اضطراب آور در منزل خوداری کنید.

5 ـ توجه کنید و ببینید که در چه شرایطی کودک بیشتر به ناخن جویدن اقدام می‌کند و این شرایط را تغییر دهید.

6 ـ سعی کنید با ایجاد سرگرمیهایی که با دست انجام می‌شود مثل کاردستی، نقاشی و غیره کودک را سرگرم کنید.

7 ـ هربار که کودک ناخن‌های خود را با ناخن‌گیر کوتاه کرد به او جایزه بدهید.

8 ـ کودک را تشویق کنید که مرتباً دستها و ناخن‌های خود را با آب و صابو بشوید تا از ابتلاء‌به عفونتهای کنار ناخن و اسهال پیشگیری شود.

9 ـ ساعتهای مشخصی را در روز تعیین کنید که کودک در آن ساعتها به مدت 1 دقیقه ناخن‌های خود را بجود، این کار باعث می‌شود بتدریج جویدن ناخن از اضطرابهای کودک جدا شده عادت ترک شود.

10 ـ با معلم کودک مشکل او را در میان بگذارید، شاید عواملی در محیط مدرسه در ایجاد و تشدید عادت مؤثر است.

به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1 ـ بنظر شما مشکلات و اختلافات خانوادگی چگونه در جویدن ناخن در کودکان مؤثر است؟

2 ـ مالیدن فلفل به انگشتان کودک و تنبیه و سرزنش او چه عواقبی دارد؟

لکنت زبان:

    لکنت زبان نوعی نارسایی در گفتار است و موجب تکرار و طولانی شدن کلمات و از بین رفتن روانی کلام می‌شود. 5 درصد از کودکان دچار لکنت زبان هستند و معمولاً تا سن نوجوانی ادامه پیدا کرده و بیشتر آنها بدون درمان بهبود پیدا می‌کنند، این ناراحتی در پسرها بیشتر از دخترها دیده می‌شود و در سنین 2 تا 5 سالگی شیوع بیشتری دارد.

عوامل مؤثر در بروز لکنت زبان:

1 ـ ضربه‌های شدید و شوکهای عاطفی و روانی (مرگ عزیزان و ترس و غیره)

2 ـ احساس تهدید و ناامنی در خانواده

3 ـ تنبیه‌های بدنی در مدرسه و خانه

4 ـ انتقاد شدید از کودک در موقع زبان باز کردن

5 ـ تکرار والدین و اطرافیان در مواقعیکه کودک کلمات را نادرست بیان می‌کند.

(این رفتار بخاطر خوشایند بودن بیان کلمات توسط کودک انجام می‌شود.)

6 ـ اصرار والدین کودکان چپ دست برای استفاده از دست راست

7 ـ ابتلاء به بیماریهای شدید عفونی

8 ـ آٍسیب‌های قبل از تولد، زمان تولد و دوران کودکی.

چه باید کرد

1 ـ عوامل اضطراب زا را در خانواده از بین ببرید.

2 ـ ارتباط عاطفی خود را با کودک حفظ کنید.

3 ـ از تحقیر و مسخره کردن کودک در خانه و مدرسه خودداری شود.

4 ـ از تنبیه بدنی برای حل مشکل استفاده نکنید.

5 ـ با کودک بصورت آرام و روان صحبت کنید.

6 ـ سعی کنید ضمن ایجاد ارتباط صحیح با کودک، اجازه دهید که در مورد ناراحیتها و نگرانیهای خود با شما صحبت کند.

7 ـ موقعی که کودک دجار لکنت می‌شود طوری رفتار کنید که احساس بکند مشکل خیلی مهمی وجود ندارد.

8 ـ به کودک یاد بدهید که آرام و شمرده صحبت کند، اشعار و داستانها راچند بار خوانده و تمرین کند. اگر فرزندتان به مدرسه نمی‌رود با یاددادن اشعار کوتاه از او بخواهید که او این اشعار را در اطاق به تنهایی خوانده و هروقت آماده شد در حضور افراد خانواده بخواند.

9 ـ از معلم کودک بخواهید که سؤالاتی را از کودک بپرسد که مطمئن است کودک قادر به پاسخگویی است و در صورت موفقیت او را تشویق نماید.

10 ـ موقعی که کودک صحبت می‌کند، به موضوعی که بیان می‌کند توجه کنید نه به لکنت زبان او.

11 ـ در جلو جمع برای صحبت کردن او را تحت فشار قرار ندهید.

12 ـ از درگیریهای خانوادگی در حضور کودک خودداری کنید، چون اضطراب او را افزایش می‌دهد.

13 ـ در ابراز محبت افراط نکنید، طوری رفتار نکنید که به شما وابسته شود.

14 ـ مسئولیتهایی به او واگذار کنید تا بیشتر در جامعه حضور یابد (مسئولیتهایی که در حد توان کودک باشد).

15 ـ در صورتی که با اقدامات فوق لکنت زبان بهبود نیافت جهت ادامه درمان به گفتار درمان مراجعه نمایید.

به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1 ـ چه عواملی در بروز لکنت زبان مؤثر است، 5 مورد نام ببرید.

2 ـ بنظر شما مسخره کردن کودکی که لکنت زبان دارد چه تأثیری در شخصیت او دارد؟ توضیح دهید:

پرخاشگری در کودکان:

    پرخاشگری عبارت است از رفتار شدید کلامی و یا جسمی، که معمولاً به فرد دیگری ابراز می‌شود. در حالت تهاجمی، معمولاً کودک اشیاء را پرت می‌کند و ممکن است به سایرین صدمه بزند.

چه باید کرد

1 ـ در مقابل پرخاشگری کودک با قاطعیت، اما با انعطاف لازم برخورد کنید، سایر کودکان را از دسترس او دور کنید.

2 ـ یکی از عوامل مؤثر در پرخاشگری کودکان، تنبیه بدنی و تحقیر کودک است برای کاهش پرخاشگری از تنبیه او خودداری کنید.

3 ـ نیازهای جسمی و عاطفی کودک را برآورده سازید برخی از کودکان بخاطر کمبودهای جسمی و عاطفی به پرخاشگری دست می‌زنند.

4 ـ در خانواده‌هایی که اختلاف شدید وجود دارد کودکان پرخاشگر بیشتر مشاهده می‌شوند، خانواده خود را بررسی کنید و سریعاً مشکلاتش را رفع کنید.

5 ـ در مقابل پرخاشگری کودک خشمگین کودک نشوید. این روش باعث تشدید پرخاشگری کودک می‌شود. پدرهایی که با فرزند خود خشونت بخرج می‌دهند موقعی که پدر در منزل حضور ندارد ممکن است، کاسه کوزه‌ها را سربچه‌های کوچکتر خانه خالی کند.

6 ـ از امر و نهی‌های مکرر خودداری کنیدد. در کارهای مربوط به کودک از قبیل غذا خوردن، لباس پوشیدن، مشق نوشتن دخالت و سختگیریهای بی‌مورد نکنید.

7 ـ موقعی که کودک عصبانی است او را با خواندن داستان و بازی سرگرم کنید.

8 ـ از قضاوت عجولانه درباره رفتار کودک پرهیز کنید. عوامل موثر در پرخاشگری کودک را شناسایی و رفع کنید.

9 ـ وقتی که کودک عصبانی است، او را نصحیت نکنید. بهتر است برای دقایقی او را در اتاق تنها بگذارید تا آرام شود.

10 ـ مشکلات کوچک کودک را بزرگ نکنید و برخی رفتارهای کوچک را نادیده بگیرید.

11 ـ از نمایش فیلمهای ویدئویی خشن در منزل که باعث افزایش خشم کودک می‌شود خودداری کنید.

12 ـ در برخی     مواقع پرخاشگری کودک ناشی از مشکلات روانی شدید است. در ضورتی که با استفاده از توصیه‌های فوق کودک شما بهتر شما بهتر نشد با مراکز مشاوره تماس بگیرید.

به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1 ـ اگر در خانواده شما کودک پرخاشگر وجود دارد، محیط خانه را بررسی و عوامل مؤثر در پرخاشگری کودک را شناسایی و نام ببرید.

2 ـ پنج مورد که در کاهش پرخاشگری کودکان مؤثر است بنویسید.

3 ـ به نظر شما والدین چه نقشی در یادگیری پرخاشگری در کودکان دارند؟

کمرویی و گوشه‌گیری در کودکان

    کمرویی و گوشه‌گیری در کودکان عبارت است از کناره‌گیری از موقعیت‌های اجتماعی (مدرسه، مهمانی، حضور در جمع دوستان). این کودکان سعی می‌کنند که محیط اجتماعی خود را به کسانی که بسیار خوب می‌شناسند محدود سازند. این کودکان معمولاً در خانه مشکلی ندارند. این کودکان به علت تماسهای اجتماعی محدود، مهارتهای متناسب با سن خود را یاد نمی‌گیرند و همین مسئله در سنین بالاتر مشکلات بزرگتری را برای کودک ایجاد می‌کند.

چه باید کرد

1 ـ کودکان از رفتارشما الگو می‌گیرند. طوری رفتار کنید که کمرویی در کودکتان تقویت نشود.

2 ـ با تشکیل جلسات هفتگی فرصت اظهار نظر را در کودکتان فراهم سازید.

3 ـ رفت و آمدهای خانوادگی را بیشتر کنید.

4 ـ با ثبت نام فرزندتان در باشگاههای ورزشی، فعالیتهای گروهی را در او تقویت کنید.

5 ـ اعتماد به نفس فرزندتان را تقویت کنید و رفتارهای مثبت او را مورد تشویق قرار داده و از تشویق رفتارهای منفی او خودداری کنید.

6 ـ کمرویی کودک را بعنوان ملاکی برای ابراز محبت به کودک قرار ندهید.

7 ـ اجازه دهید کودک صحبتهای خود را تمام کند.

8 ـ مسئولیتهای از قبیل خرید نیازهای خانواده برای او تعیین کنید.

9 ـ او را با سایر کودکان مقایسه نکنید.

10 ـ با معلم فرزندتان صحبت کنید و از او بخواهید با پرسیدن سؤالات ساده در کلاس کودک را مورد تشویق قرار دهد.

11 ـ از معلم بخواهید مسئولیتهایی در حد توان کودک (از قبیل آوردن گچ از دفتر مدرسه و غیره) به او محول کند.

12 ـ از معلم ورزش کودک بخواهید او را برای شرکت در بازیهای گروهی تشویق کند.

13 ـ در مهمانیهای خانوادگی کودک را تشویق کنید اشعاری را که حفظ کرده برای مهمانان بخواند.

به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1 ـ چهار مورد از عوامل مؤثر در کمرویی کودکان را نام ببرید.

2 ـ شما چه روشهای دیگری را برای کاهش کمرویی در کودکان توصیه می‌کنید.

اضطراب جدایی

    بسیاری از کودکان هنگام جدا شدن از پدر و مادر ناراحت می‌شوند. بخصوص در خانواده‌هایی که مراقبتهای غیرمنطقی از کودک صورت می گیرد. اما برخی از کودکان اضطراب بسیار شدیدی را موقع جدا شدن از مادر نشان می‌دهند. در موارد بسیار شدید کودک حتی در اطاق مادر را تعقیب می‌کند، از تنها ماندن در منزل خودداری می‌کند و در خواب رفتن بدون حضور پدر یا مادر مشکل پیدا می‌کند. این مشکل موقعی که کودک به مدرسه می‌رود آشکارمی شود. حدود 5/3 درصد کودکان به این ناراحتی مبتلا می‌شوند و در دخترها بیشتر از پسرها مشاهده می‌شود.

چه باید کرد

1 ـ کودک را در مهد کودک ثبت نام کنید.

2 ـ بمدت یک هفته در مهد کودک حضور یافته و بتدریج مدت زمان حضور خود را کم کنید.

3 ـ موقعی که کودک مضطرب است واکنش طبیعی داشته باشید.

4 ـ برای حضور کودک در مهد کودک جایزه بدهید و او را تشویق کنید.

5 ـ از تنبیه کودک بخاطر اضطراب جداً پرهیز کنید.

6 ـ روابط خانوادگی را بررسی کنید. گاهی کودک در منزل نگرانیهایی دارد ( درگیریهای والدین ممکن است کودک را نگران کرده و باعث شو از رفتن به مهد کودک خودداری کند).

7 ـ رفتار مربیان کودک را بررسی کنید. آیا برخورد مربی یا کودک مطلوب است؟

8 ـ دوستان کودک را به منزل دعوت کنید و اسباب‌بازی در اختیارشان قرار دهید تا باهم بازی کنند. موقع بازی اطاق را ترک کنید.

9 ـ در یک روز تعطیل به اتفاق اعضای خانواده به مهد کودک و مدرسه کودک بروید و ضمن گذراندن ساعاتی در آنجا، ناهار را در محیط مزبور صرف کنید.

به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1 ـ بنظر شما چه عواملی در اضطراب جدایی کودکان مؤثر است؟

2 ـ چه راههای دیگری برای حل مشکل کودک پیشنهاد می‌کنید؟

افت تحصیلی در کودکان

    یکی از نگرانیهای عمده والدین افت تحصیلی فرزندان است. متأسفانه گاهی افت تحصیلی با ناتوانی دانش‌آموز در یادگیری اشتباه می‌شود. ممکن است کودکی از بدو ورود به مدرسه مشکل تحصیلی داشته باشد.

    این مشکل ربطی به افت تحصیلی ندارد. افت تحصیلی یعنی نزول از سطح قبلی به سطحی پایین‌تر در آموزش و یادگیری. بعبارت دیگر دانش‌آموزی که قبلاً از نظر درسی در سطح خوبی قرار داشت، بطور ناگهانی و یا تدریجی دچار افت تحصیلی می‌شود.

بخاطر داشته باشید:

افت تحصیلی ممکن است نشانه‌ای از یک بیماری شدید باشد. در اینگونه موارد با متخصص مشورت کنید.

چه باید کرد

1 ـ بعد از اینکه مشخص شد که مشکل فرزند شما ربطی به اختلالات روانی ندارد، لازم است ضمن توجه به مشکل فرزند از تحقیر و سرزنش او خودداری کنید.

2 ـ از مقایسه فرزندان با سایر دانش‌آموزان خودداری کنید.

3 ـ به او برچسب کودن، کم هوش وعقب مانده نزنید.

4 ـ با مشاور مدرسه و معلمین دانش‌آموز جلسه‌ای تشکیل دهید و علل افت تحصیلی را مورد بررسی قرار دهید.

5 ـ گناه افت تحصیلی فرزندتان را به معلمین نسبت ندهید. چون موجب سلب اطمینان دانش‌آموز خواهد شد.

6 ـ بررسی کنید که آیا قبلاً قولهایی داده‌اید که انجام نداده و موجب دلسردی دانش‌آموز شده‌اید؟

7 ـ دوستان او را بررسی کنید.

8 ـ روابط خانوادگی را اصلاح کنید.

9 ـ حضور پدر در خانه می‌تواند نقش مؤثری داشته باشد.

10 ـ اعتماد به نفس دانش‌آموز را تقویت کنید و از تنبیه‌های بدنی بپرهیزید.

11 ـ امکانات لازم را برای فراگیری و آموزش در اختیارش قرار دهید.

12 ـ اشتها و خواب دانش‌آموز را بررسی کنید و در صورت وجود مشکل با متخصص مشورت کنید.

به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1 ـ آیا اطاق مطالعة دانش‌آموز از آرامش کافی برخوردار است؟

2 ـ روابط خانوادگی چه نقشی در افت تحصیلی دانش‌آموز دارد؟ توضیح دهید.

اضطراب امتحان

    اضطراب امتحان به اضطرابی گفته می‌شود که دانش‌آموز قبل از جلسه امتحان مضطرب شده و در جلسه امتحان اضطرابش به اوج می‌رسد. گاهی دانش‌آموز از رفتن به جلسه امتحان خودداری می‌کند.

    عوامل زیادی در بروز اضطراب امتحان مؤثر هستند. فشارهای والدین و مربیان از مهمترین عوامل ایجاد اضطراب در دانش‌آموزان هستند. گاهی والدین تمایل دارند عدم موفقیت خود را در گذشته توسط فرزندان خود جبران کنند (آرزو داشتم دکتر بشوم و تو باید این آرزوی مرا برآورده کنی). مربیان نیز بخاطر دریافت تشویق و کسب قبولی بالا در کلاس که از دستورالعمل‌های آموزش و پرورش ناشی می‌شود دانش‌آموزان را تحت فشارهای طاقت فرسا قرار می‌دهند و اضطراب آنها را بیشتر می‌کنند.

    البته باید خاطر نشان شود که اضطراب محرک خوبی برای پیشرفت محسوب می‌شود. اگر میزان آن از حد طبیعی فراتر رفت در آموزش و عمل اختلال ایجاد می‌کند.

چه باید کرد

1 ـ به فرزندان خود توصیه کنید که درسها را انباشته نکنند و هرروز ضمن مرور درسهای همان روز تکالیف خود را انجام دهند.

2 ـ در شب امتحان فقط به مطالعه خلاصه و سؤالاتی که در طی دوره یادداشت کرده‌اند بپردازند.

3 ـ از اضطراب خفیف در شب امتحان نگران نشوید. همة ما در مواقعی که امتحان پس می‌دهیم در جاتی از اضطراب را تجربه می‌کنیم.

4 ـ اگر دانش‌آموز در شب امتحان برخی سؤالها را نمی‌تواند پاسخ دهد نگران نشوید. اگر او مطالب را قبلاً بخوبی آموخته است مطمئن باشید در جلسه امتحان مطالب را بخوبی بیاد خواهد آورد. اطمینان و اعتماد به نفس او را تقویت کنید.

5 ـ انتظارتان از دانش‌آموز با ناتوایی و میزان تلاشهای او مطابقت داشته باشد.

6 ـ به دانش‌آموز بیاموزید که در جلسه امتحان تمرکز کرده و از نگاه کردن به نقاط مختلف سالن خودداری کند.

7 ـ اضطراب والدین به دانش‌آموز منتقل می‌شود. آرامش خود را حفظ کنید.

8 ـ از دانش‌آموز بخواهید که بعد از مرور کردن سؤالات، ابتدا به سؤالات ساده‌تر پاسخ دهد. در ابتدا ممکن است فرد اینگونه احساس کند که تعداد زیادی از سؤالات را بلد نیست ولی بتدریج مطالب را که قبلاً یاد گرفته است بخاطر خواهد آورد.

9 ـ عجول بودن به میزان زیادی از دقت در پاسخ می‌کاهد. با صبر و حوصله و با تنظیم مناسب زمان بایستی به سؤالات پاسخ داد.

10 ـ برای یادگیری روشهای صحیح مطالعه به اتفاق فرزندتان به مرکز مشاوره مراجعه نمایید.

به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1 ـ فکر می‌کنید شما و یا فرزندتان کدام یک بیشتر در مورد امتحان فرزندتان اضطراب دارد؟

2 ـ بنظر شما نمره امتحان چقد ردر سرنوشت فرزندتان موثر است؟

دروغگویی

    دروغگویی عادتی نامطلوب است که از شیوع بالایی برخوردار است. این عادت نامطلوب در بزرگسالان و کودکان دیده می‌شود. اما بین دروغگویی مرضی و دروغگویی ناشی از ترس تفاوت وجود دارد. اگر فرزند شما بخاطر ترس از تنبیه بدنی و سرزنش دروغ می‌گوید، نمی‌توان به آن دروغگویی مرضی اطلاق کرد. دروغگویی امری ذاتی و فطری نیست بلکه به مرور زمان آموخته می‌شود. برای اصلاح این عادت نامطلوب بایستی علل و عوامل مؤثر در دروغگویی کودکان شناخته شود.

چه باید کرد

1 ـ بررسی کنید و ببینید که شما بعنوان والدین کودک دروغ می‌گویدد یا نه. چه بسا کودک برای فراز از مشکلات دروغگویی را از شما آموخته است. پس ابتدا خود به رفع این عادت نامطلوب اقدام کنید.

2 ـ اگر کودک اشتباهی مرتکب شده است با او مثل یک مجرم رفتار نکنید. آمادگی داشته باشید که با خونسردی به حرفهای کودک گوش کنید.

3 ـ از سختگیری و تنبیه بدنی کودک پرهیز کنید.

4 ـ کودک را همانگونه که هست قبول کنید و مورد تشویق قرار دهید تا برای جلب توجه به دروغگویی متوسل نشود.

5 ـ بد قولی نکنید. اگر به کودک قولی داده‌اید به قول خود عمل کنید. فریب دادن کودک موجب تقویت دروغگویی در کودک می‌شود.

6 ـ اگر کودک بخاطر ترس از تنبیه به دروغگویی متوسل شد به او برچسب دروغگو نزنید. بهتر است واکنش‌های نامطلوب خود را اصلاح کنید.

7 ـ کمک کنید تا بین خود واقعی و خود آرمانی کودک فاصله و شکاف زیادی ایجاد نشود.

8 ـ کارهای او را زیر ذره‌بین نگذارید. کاری نکنید که کودک بخاطر جلب رضایت شما به دروغ متوسل شود.

9 ـ نیازهای عاطفی و جسمی کودک را برآورده سازید.

به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1 ـ پنج مورد از عوامل مؤثر در دروغگویی کودکان را بنویسید.

2 ـ سه مورد از روشهای مقابله با دروغگویی کودکان را بنویسید.

منابع:

1 ـ بوالهری، ج (1373). بهداشت روان برای کاردانهای بهداشتی تهران، نشر و تبلیغ بشری. ص 54 ـ 49

2 ـ عابدی، م، ر، و گوهری انارکی، م. (1376) نسخه‌های راهنمای خانواده.

اصفهان‌: انتشارات جهاد دانشگاهی اصفهان. ص 120 ـ 79

3 ـ کاستلو، ت و کاستلو، ج (1992). روانشناسی نابهنجاری. ترجمه: دکتر نصرت الله پورافکاری (1373). چاپ اول تهران: انتشارات آزاده. ص 490 ـ 461./ع

4- Hoghughi, M. (1992). Treating Problem children:lssues, Methods and Practice.sage Publication inc.PP:51-68

5- Kaplan, H.l.l Sadock. B,J. (1991). Comprehensive glossary of Psychiatry and psychology. William & Wilkins. P:6.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد