X
تبلیغات
نماشا
رایتل

پاسخ به چهار سؤال اساسی در ازدواج چرا؟ چگونه؟ چه موقع؟

 ازدواج... چرا؟

ازدواج ... چگونه؟

معیارهای اخلاقی و روانی در ازدواج

ملاک ایمان و دینداری

معیار شغل در رابطه با ازدواج

معیار اصالت خانوادگی

معیار فرهنگی و ازدواج

سطح تحصیلات و ازدواج

عوامل جسمی و جنسی در ازدواج

عامل سن در رابطه با ازدواج

ازدواج ... چه موقع؟

ازدواج ... با چه کسی؟

منابع و مأخذ

مقدمه

جهل و بی‌اطلاعی همواره آفت زندگی است و آگاهی و دانش چراغ سعادت؛ روزگار هم با کسانیکه ناسنجیده و بدون تعقل و تأمل با مسائل اساسی زندگی برخورد کنند، خوشرفتاری نخواهد کرد.

در زمانه‌ای که مسائل اجتماعی از بیرون و مشکلات خانوادگی از درون و بنا به دلایل متعدد از جمله در فکر و اندیشه و برداشتهای اجتماعی، اختلاف در سطح مادی و اقتصادی، تحصیلی و فرهنگی، وجود اعتیادات خطرناک، تنوع‌خواهی و هوسهای پر دامنه، جنبه‌های روانی، عدم پختگی و رشد عاطفی، عدم همپروازی طرفین در جنبه‌های مختلف اعتقادی و ارزشی و ... و ...، زندگی زیبا و رؤیایی ما و فرزندانمان را تهدید می‌کند، تنها با عملکرد آگاهانه و واقع‌بینانه و تلاش والدین و افراد دلسوز و ذی صلاح در دادن آگاهیهای لازم و واقعی می‌توان مانع از تصمیم‌گیریهای جاهلانه و احساسی و تقویت و شکل‌گیری ازدواجهای سالم و با دوام شد.

حقیقت این است که برخی از افراد با تصویر و دورنمای غلط و به تعقیب از احساسات و عواطف خام و نپخته وارد زندگی می‌شوند و پیش ساخته‌هایی در ذهن و تخیلات خود دارند که بعدها آن را خلاف واقع می‌بینند. چرا که انتخاب آنها با آگاهی و شناخت کامل صورت نگرفته است در حالیکه در ازدواج ما با دو انسان متفاوت و با پچیدگیها و صفات منحصر به فرد خود روبرو هستیم که هیچکدام مصون از خطا و لغزشهای فکری نیستند.

بنابراین باید، تمام جوانب حیات اجتماعی، فردی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... را با دقت تام و تمام بنگرد و ازدواج را به عنوان یک تعهد متقابل جهت زندگی خانوادگی بپذیرد.

تحقیقات مردم شناسان، جامعه شناسان و علمای مذاهب و ادیان، هنوز جامعه‌ای به ما نشان نداده است که در آن روابط زن و مرد بدون‌ هیچگونه قید و شرطی باشد، حتی در جوامعی که مذهب بر آن حکومت نمی‌کند، آداب و رسوم، قرارداد و تعهداتی مبنی بر ضوابط فرهنگی خویش، فی‌مابین زن و مرد قرار دارد.

اسلام نیز به عنوان یک دین کامل و جامع به رفاه و آسایش زن و مرد و تنظیم زندگی آنها بر اساس ازدواج و تشکیل خانواده جهت ارضای نیازهای طبیعی به طور مشروع، جلوگیری از بحرانهای روحی، اجتماعی، اخلاقی و ... عنایت و تأکید فوق‌العاد‌ه‌ای دارد، به طوری که پیامبر بزرگ اسلام (ص) به عنوان بزرگترین اسوه و الگوی عملی مسلمانان می‌فرماید: «هیچ چیزی نزد خداوند محبوبتر از ازدواج نیست».

از طرفی خداوند آن را سنت پیامبران آسمانی دانسته و فرموده است: و ما پیش از تو پیامبرانی گسیل داشتیم و بر ایشان همسران و فرزندانی قرار دادیم.

با این حال به جرأت می‌توان گفت در هیچ عصری بشریت تا این اندازه در رابطه با خانواده، دچار سقوط نشده است به حدی که حتی در کشور اسلامی ما سیر انحرافی خانواده‌ها به شدت در حال افزایش است. و از طرفی به علت بی‌تجربگی یا بعضاً به علت ناپختگی و تفکرات سنتی والدین، معیارها و ملاک‌های انتخاب احتمالا چندان متناسب و معقول نباشند.

بعلاوه اینکه تعصبات سنتی مردم این استان، افزایش فشارهای اقتصادی و اجتماعی، فقر مالی و ترس و نگرانی از ماندن و شوهر نکردن فرزندان خانواده، والدین را بر آن می‌دارد که بدون تحقیق و حساب و کتاب، بدون توجه به نظرات فرزندان خود و با تحمیل و اجبار و زیر پاگذاشتن اصول ـ اگر چه از روی دلسوزی و عاطفه ـ در این امر مهم، تصمیم خود را عملی کرده و فرزندان نیز بعلت پایین بودن سن، عدم آگاهی و شناخت و همچنین ناپختگی و بی‌تجربگی و ... تسلیم شده و به تصمیمات دیکته شده والدین تن دهند.

با توجه به مسائل فوق و حساسیت ازدواج و انتخاب شریک زندگی و کمک به انتخاب درست جوان، بر آن شدیم در فصولی که در پی می‌آیند در صدد جوابگویی به چهار سئوال اساسی در مورد ازدواج؛ چرا؟ چگونه؟ با چه کسی؟ و چه موقع؟ برآئیم.

امید آن است که تلاشهای بعمل آمده مقبول درگاه احدیت واقع افتاده، رضایت خاطر عزیزان را فراهم نماید. انشاءالله.

ازدواج ... چرا؟

در حال حاضر در جامعه ما بزرگترین و وسیع‌ترین تبلیغات در مورد ازدواج است در حالیکه در مورد چرایی آن به شدت دچار ضعف و سر در گمی هستیم. اینکه چرا وبرای رسیدن به چه هدفی ازدواج می‌کنیم؟

امروزه اعتقاد بر این است که زن و مرد به عنوان مکمل یکدیگر بسیاری از نیازهای روانی اجتماعی هم را برآورده می‌کنند. علاوه بر این، تحقیقات گوناگونی در این رابطه، سه دلیل مهم را در جوامع امروز برای ازدواج مطرح می‌سازد:

دسترسی به نهایت عشق، مصاحبت و همدمی عمیق و همدلانه و دستیابی به انتظارات و توقعات که به طور خلاصه به شرح هر کدام می‌پردازیم:

عشق

مجموعه‌ای از احساسات عاطفی مثبت، نسبت به طرف مقابل است. از نظر ماهیت این احساسات شامل توجه، مراقبت، صمیمیّت و نزدیکی، برانگیختگی و رابطه حسنه است.

در واقع ما در طی روز روابط عاطفی گسترده‌ای با دیگران برقرار می‌کنیم ولی این عشق چیز دیگری است؛ یعنی در نقطه‌ای از عمر و علیرغم همه کسان حمایت کننده‌ای که در اطراف قرار دارند، احساس تنهایی و خلاء عجیبی به انسان دست می‌دهد و مهره مفقوده‌ای را در زندگی خود جستجو می‌کند که با هیچ چیزی پر و جایگزین نمی‌شود الا با ازدواج؛ به عنوان نمونه افلاطون اعتقاد داشت که انسان موجودی دو جنسیتی است و هر فرد در عین حال هم نر و هم ماده است و بعدها خدایان به کیفر گناهی مرموز، انسان را به دو قسمت تقسیم کردند. از آن زمان تاکنون، این دو نیمه انسان در جستجوی یکدیگرند که این جستجوی انسانها برای رسیدن به اصل گسیخته شده خویش، عشق نامیده می‌شود. البته این نوعی تفکر خام و تصویری از آن عشق واقعی است که با ازدواج در جستجوی آن هستیم.

مصاحبت

میل شدید به گفتگو و همنشینی آمیخته با همدلی است که زندگی زناشویی نیاز خاص به آن دارد و در فرآیند این مصاحبت و همدلی است که فرآیند تجربه، شناخت و پذیرش و تفاهم به نردبان ترقی و تکامل پیوند می‌خورد به نحوی که پیامبر بزرگوار اسلام می‌فرماید: «انسان با ازدواج کامل می‌شود»

انتظارات

علاقه به تأمین خواستها و نیازهای خود و طرف مقابل، همان انتظار وتوقعی است که بهره‌مند شدن از یکدیگر و بهره‌مند شدن از مواهب عمومی زندگی در پناه یکدیگر، را شامل می‌شود.

امروزه اعتقاد بر این است که هر اندازه انتظارات و توقعات دختر و پسر قبل از ازدواج و در زندگی زناشویی واقع‌بینانه‌تر باشد، زندگی زناشویی موفقیت‌آمیزتر خواهد بود.

البته به دنبال این گفته‌ها باید اذعان داشت از دیدگاهها و مناظر مختلف و بر اساس سطوح مختلف رشد روانی و پختگی عقلی می‌توان برای ازدواج از فلسفه و چرایی صحبت کرد و همین دیدگاهها هم تعیین کننده قوام و دوام و یا عدم ثبات زندگی مشترک و حتی تعیین کننده میزان کارآیی آن است.

معمولا افراد بر اساس سطح رشد یافتگی شخصیتی و اخلاقی و طی کردن سلسله مراتب نیازهای انسانی برای ازدواج، فلسفه و چرایی مطرح می‌کنند. در این راستا با طیف گسترده‌ای از مراتب رشد شخصیتی روبرو هستیم به نحوی که بعضی‌ها هنوز در سلسله مراتب نیازها در همان مرتبه نیازهای فیزیولوژیک و امنیتی باقی مانده و نیاز به حضور شخصی برای تأمین نیازهای جسمی و امنیتی خود دارند مثلا ازدواج برای تأمین غذا، پوشاک، فضای گرم و ... یعنی با دیدگاهی ضعیف و بعضا تک بعدی به قضیه ازدواج نگریسته و دوام آن هم به اندازه ارضاء و اشباع وی در زمینه همان نیاز بوده محکوم به شکست می‌باشد.

نمونه چنین دیدگاهی به صورت لطیفه بیان شده: اینکه روزی مرد جوانی برای انتخاب همسر در صدد مشاوره با دوست جوان خود برآمده، اظهار داشت فلانی من در انتخاب همسر با تردید و دو دلی روبرو هستم. وقتی دلیل را از او خواست اظهار داشت: من با دو نفر روبرویم یکی پیرزن ثروتمندی که مرا دوست دارد و دیگری دختر جوان و فقیری که من او را دوست دارم ولی نمی‌دانم چکار کنم. دوستش به او جواب داد: این نصیحت را از من بپذیر، به ندای قلبت رجوع کن و تصمیم عاقلانه‌ای را انتخاب نما. آن دختر جوان را که دوست داری انتخاب کن و آدرس آن پیرزن ثروتمند را بمن بده.

این نمونه‌ای از دیدگاه تک بعدی در ازدواج است که در یک ریشه‌یابی شخصیتی و بر اساس دیدگاههای روانشناسی، شخص راهنما هنوز در مرحله اولیه رشد یعنی ارضای نیازهای جسمی و کسب لذت آنی از ثروت پیرزن قرار داشته و دیگر ابعاد ازدواج تحت الشعاع این نیاز وی قرار گرفته‌اند.

به همین صورت هر چه در نردبان ترقی بالاتر رویم اهداف و فلسفه ازدواج پخته‌تر و به اهداف انسانی نزدیک‌تر است.

ازدواج ... چگونه؟

از یک دیدگاه کلی ازدواج وسیله‌ای است برای مهار غرایز جنسی، برقراری آرامش و سلامت روحی، روانی و اخلاقی، ایجاد مهارتهای فردی و اجتماعی، جوابگویی به نیازهای عاطفی و هزاران نیاز دیگر که در نهایت به کمال طرفین، سلامت بنیان خانواده و در مجموع سلامت جامعه انسانی منجر می‌شود.

اما باید بپذیریم که چگونگی و کیفیت فعلی خانواده و شکل جدید ازدواج نتیجه تکامل هزاران ساله جامعه انسانی و متکی بر تاریخی طولانی و پر فراز و نشیب و از همه مهمتر بر اساس رشد شناختی و عاطفی و تکامل اهداف فردی و اجتماعی است؛ اینکه ازدواج چگونه و بر چه اساس و ضرورتی شکل می‌گیرد؟

بر اساس مصلحت اجتماعی؟

نیازهای عاطفی؟

عشق؟ بقای نسل؟ جوابگویی غرایز؟ و یا غیره؟

کدامیک از موجبات آنند؟ آیا ازدواج اساس سیاسی و اقتصادی، فرهنگی و دارد؟ یا صرفا پاسخی است به نیاز فرد؟

آیا همه عوامل یاد شده به نوعی در آن دخالت دارند؟ در اینصورت کدامیک اصل و کدام فرعند؟

و در نهایت و به طور کلی زندگی موفق با اساس و انتخاب صحیح چگونه است و چه معیارهای دارد؟

هر کسی در پاسخگویی به این سئوالات هر چقدر پخته‌تر و بر اساس رشد شناختی کافی عمل نماید، به همان میزان می‌تواند پایه‌های ازدواج و بنای خانواده را مستحکم‌تر نماید.

به عبارتی ازدواجها بر اساس برداشتهای شخصی و تفاوتهای فردی، رشد شناختی و تکامل شخصیتی، نوع نگرش و دیدگاههای افراد، علیرغم ظاهر مشابه، تفاوتها و دگرگونیهای زیادی در خود دارند.

تشکیل خانواده در صورت موفقیت، سعادت و در صورت عدم موفقیت، ناراحتی و مشکلات فردی، خانوادگی و اجتماعی زیادی را بدنبال خواهد داشت که بر اکثر آسیب‌های جامعه دامن خواهد زد و این موفقیت و یا خدای نخواسته شکستها را چگونگی ازدواج، تعیین می‌کند، بنابراین قبل از هر اقدامی دو اصل مهم را نباید از نظر دور داشت؛ یکی شناخت کامل، دقیق و منطقی قبل از ازدواج و امتناع از تصمیم‌گیریهای احساسی و آنی است و دیگری توجه به کلیه معیارها، عوامل و شرایط مؤثر در ازدواج.

ازدواجی که با تکیه بر یک عامل انجام گیرد و سایر معیارها نادیده گرفته شود به ندرت فرجام خوبی دارد و در اکثر موارد محکوم به شکست است.

عوامل مؤثر در ازدواج بخصوص عوامل فرهنگی، ارزشی و اخلاقی، رشد شخصیتی، خصوصیات جسمی، سطح فرهنگ و تحصیلات و ... از اهمیت خاصی برخوردار است که قبل از انجام ازدواج باید با صرف وقت و فرصت کافی و با روشهای مختلف در مورد همه آنها شناخت کافی انجام گیرد.

این معیارها اگر چه ممکن است بر اساس سطح رشد یافتگی عقلی و بافت فرهنگ در افراد مختلف متفاوت باشد ولی باید آگاهانه و با واقع‌بینی در مورد فردی خاص مورد تحقیق قرار گیرند.

بنابراین یکی از موارد تأثیر گذار در تحقیقات سالم و دقیق داشتن وقت کافی برای طرفین جهت انجام تحقیقات مستقیم و غیر مستقیم در مورد معیارهای فوق در فرد مورد نظر می‌باشد. مسأله بسیار مهمی که در بافت سنتی و فرهنگ فعلی مردم استان نادیده گرفته شده است به نحوی که اکثراً تمایل دارند مراسم عقد و عروسی را به سرعت هر چه تمام و بدون توجه به عاقبت آن برگزار کنند و این بدان دلیل است که غالب ازدواجها در واقع خانواده، خانواده دیگری را انتخاب می‌کند نه فردی، فرد دیگر را.

در این اقدام سرنوشت‌ساز نمی‌توان با فلسفه «هر چه پیش آید» خوش آید، عمر را باخت.

مراحل مختلف آن باید بدقت و بر اساس معیارهای منطقی طی شود. مرحله بررسی و شناخت برای انتخاب از اهمیت خاصی برخوردار است در این مرحله باید از روشهای مستقیم و غیر مستقیم (با واسطه) در جهت آشنایی با زمینه اجتماعی و سیاسی، روابط درون خانواده و بیرون خانوادگی طرفین، وضعیت تربیتی و تحصیلی، مسائل اقتصادی و شغلی، سن، عوامل جسمانی، و از همه مهمتر عوامل اخلاقی، روانی،‌فرهنگی و... بررسی‌های لازم و قطعی بعمل آید. از تجربیات موفق دیگران استفاده شود.

اکثر جوانانی که قصد ازدواج دارند، برای مشورت در انتخاب همسر به پدر، مادر، پدربزرگ و مادربزرگ و یا سایر اقوام و بستگان روی می‌آورند، خواه افراد صلاحیت این کار را داشته باشند یا خیر و مهمتر اینکه گاه مسأله ازدواج عجولانه یا به اجبار و تحمیل منتهی می‌شود. حال آنکه به علت اهمیت موضوع بدون شک و شبهه و تردید باید از افراد ذی‌صلاح و واجد شرایط استفاده شود، یکی از این راهها مراجعه به مشاور ذی‌صلاح و کسب اطلاعات و آموزشهای لازم در مورد معیارها و چگونگی تشکیل زندگی و آشنایی طرفی با ویژگی‌های روحی روانی، ابعاد شخصیتی و دیدگاهها و نگرشهای هر کدام در مورد زندگی است. بعلاوه چون زوجهای جوان اغلب از دو فرهنگ و خرده فرهنگ متفاوت اثر پذیرفته‌اند، انجام مشاوره بخصوص در مهمترین مرحله آن یعنی مرحله مطالعه برای انتخاب از طریق آموزشهای کافی و امتناع از نگرش یک بعدی[1]، شناخت نقاط ضعف و قوت خود، عدم تکرار اشتباهات والدین و کسب انتظارات واقع‌بینانه از زندگی و حذف انتظارات رؤیایی و غیر واقعی و ... می‌تواند در افزایش سطح رضامندی در تشکیل خانواده و افزایش ضریب اطمینان از تشکیل خانواده جدید تأثیر مثبت و قطعی داشته باشد.

اضافه می‌شود، میزان پایداری یا عدم پایداری زندگی بر اساس معیارها و نگرشهای طرفین و اهداف و انتظارات آنها در بدو تکوین و شکل‌گیری خانواده ارتباط مستقیم دارد و چنانچه معیارها، مواد و مصالح آن بر اساس شناخت، آگاهی و اطلاعات کامل زوجین از یکدیگر باشد، مایه آسایش وآرامش بوده، مطلوبیت بلند مدت آن را تضمین می‌کند.

حال معیارهای ازدواج و نقش هر یک را به تفکیک و به اختصار توضیح می‌دهیم.

معیار اخلاقی و روانی

عوامل اخلاقی و روانی متعددی در توفیق و حفظ زناشویی مؤثرند و باید قبل از ازدواج، در انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرند از جمله: صداقت، خلوص، تعهد، مهربانی، خوشرویی، همکاری، سازگاری و اعتماد که به طور قطع و یقین از اصول تربیتی حاکم بر خانواده نشأت می‌گیرند.

سازگاری، نظم و انضباط، احساس مسئولیت و انعطاف‌پذیری که مفاهیم و آثار مثبت آنها بر کسی پوشیده نیست، از دیگر صفات اخلاقی و سازنده زندگی مشترک است و در مقابل آنها ویژگیهای فردی و صفات اخلاقی مخربی وجود دارد که ممکن است به فاصله کوتاهی اساس زندگی را از هم بپاشد از جمله، خست، عصبانیت، دروغ و دورویی، پنهان‌کاری، پرخاشگری و بی‌انضباطی.

یکی دیگر از معیارهای سلامت ازدواج که تعیین کننده نوع روابط و کیفیت زندگی زناشویی است و متأسفانه در فرهنگ ما حداقل توجه و تحقیق را به خود معطوف داشته وضعیت روحی و روانی و سلامت فکری و عاطفی فرد است. این بی‌توجهی اغلب به دلیل عدم آگاهی و شناخت خانواده‌ها و خود جوانان در مورد اختلالات و بیماریهای روانی بوده که اکثر آنها توسط افراد غیر متخصص قابل درک و شناسایی نمی‌باشند در حالیکه همانند بیماری ژنتیکی و قابل انتقال جسمی،‌ بیماریها و اختلالات روانی متعددی وجود دارند که علاوه بر تأثیر منفی بر زندگی زناشویی و کم‌رنگی و بی‌روح شدن لذتهای آن، این اختلالات در اغلب موارد زمینه ارثی و ژنتیکی دارند و اگر نتوانیم به جرأت و با اطمینان بگوئیم که حتما به فرزندان خانواده منتقل می‌شوند، به جرأت می‌توان گفت استعداد و زمینه و آمادگی لازم را جهت ابتلاء سریع در آنان فراهم می‌آورد. بعلاوه اینکه خود عامل عدم پختگی روانی و نداشتن تعادل عاطفی، حالتهای پارانویاگونه، اختلالات ارتباطی و بیماریهای مانند افسردگی و اسکیزوفرنی هر کدام می‌توانند به عنوان عاملی کلیدی و مخرب بنای زندگی را خراب کنند.

از طرفی آرامش روانی و سلامت فکری و روحی هم می‌تواند عامل نگهدارنده اساس خانواده و هم به عنوان زاییده و نتیجه زندگی موفق و ثانوی بر آن باشد.

اضافه می‌نماید ابعاد و صفات شخصیتی فرد، تصورات و احساسات وی در مورد ضعف‌ها و توانائیهای خویش، آرزوها، نوع قضاوت و داوری، بینش و هدف او درباره زندگی، نحوه شکل‌گیری و پی‌ریزی شخصیت او در دورانهای مختلف زندگی دیدگاه و تصورات او در مورد خود، اطرفیان و محیط پیرامونی و ... از جمله نکات تعیین کننده در ثبات یا عدم ثبات زندگی مشترک است.

ملاک ایمان و دینداری

پایبندی به ارزشهای دینی و در جامعه ما به آیین مقدس اسلام بدون شک یکی از عوامل خوشبختی در زندگی زناشویی است. دین بعنوان یک عامل درونی، افراد را از ارتکاب به اعمال خلاف انسانی، تضییع و بی‌توجهی به حقوق دیگران و شکستن حریم
و
... در ارتباط با دیگران و از جمله شریک زندگی باز می‌دارد. بعلاوه زن و مرد با ایمان از هر جهت برای تربیت فرزندان صالح، شایسه‌تر هستند.

از طرفی تحقیقات روانشناسان و جامعه‌شناسان ثابت کرده است که پایبندی، اعتقاد و ... وابستگی به یک دین و آئین، هدف، ایده و معنا خواه این آیین اسلام باشد یا هر آیین دیگری نه تنها در ثبات و دوام زندگی زناشویی آثار مثبت و مستقیم دارد بلکه باعث کاهش نرخ اختلالات روانی به عنوان یکی از عوامل تهدید کننده زندگی زناشویی نیز می‌شود. و این موضوع در دین مبین اسلام با اهمیت بیشتری سطوح گردیده.

معیار شغل در رابطه با ازدواج

یکی از عوامل و معیارهایی که در رابطه با همسر گزینی باید مورد توجه قرار گیرد، عامل شغل است، به نحوی که اغلب موارد معمولا به عنوان اولین سئوال از طرف مقابل مطرح می‌شود، البته در اینجا نیز باید از گزینش تک بعدی تحت تأثیر عامل شغل اجتناب نمود به عنوان نمونه دختر جوانی که آرزوی ازدواج با یک پزشک را دارد، ممکن است چنان تحت تأثیر عنوان پزشکی قرار گیرد که سایر عوامل را نادیده گرفته و به سرعت و بدون توجه به معیارهای دیگر، نسبت به انتخاب اقدام نماید که عاقبت خوشی ندارد. یا در موارد زیادی مشاهده شده که بعلت عدم اطلاعات کافی یکی از طرفین در مورد شغل دیگری، یا معرفی خود در مشاغل کاذب و دروغین (مثلا کارگری که خود را پزشک معرفی کرده)، ازدواجی صورت گرفته که فرجام آن رضایت‌بخش نبوده است. بنابراین پیشنهاد می‌شود علاوه بر تحقیق کافی و دقیق و اطمینان از شغل طرف مقابل و اطلاعات خاص در مورد ویژگیهای آن شغل، سایر عوامل را نیز همانند شغل مدنظر داشته و آنها را تحت الشعاع عامل شغل قرار ندهید.

معیار اصالت خانوادگی

اصالت خانوادگی دختر و پسر یکی از اساسی‌ترین ملاکهای ازدواج بویژه در جامعه اسلامی ماست. شناخت سوابق تربیتی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خانواده، نوع روابط آنها در درون خانواده، سوابق ارتباطات بیرون خانواده و شناخت توقعات و انتظارات آنها از جمله مسائل قابل تأمل در این باب می‌باشد. چرا که این عوامل علاوه بر تأثیر قطعی بر فرد، در ایجاد تفاهم بین دختر و پسر نقش اساسی ایفا کرده و می‌تواند مدرک قابل اعتمادی برای چگونگی تربیت فرزندان و ارتباطات متقابل در زندگی زناشویی تلقی شود.

معیارهای فرهنگی و ازدواج

تشابه در زمینه‌های فرهنگی یکی از ملاکهایی است که پیوسته باید مدنظر قرار گیرد. ارزشهای فردی و اجتماعی، آداب و رسوم، رفتار و سلوک، حتی آداب لباس پوشیدن و غذا خوردن زن و مرد می‌تواند زمینه‌های همدلی بیشتر را بین آن دو پدید آورد. به ویژه در کشور گسترده ما که در قالب یک فرهنگ و جامعه واحد، از خرده فرهنگهای متعددی برخوردار است، توجه به این امر در مجموعه ملاکهای ازدواج اهمیت خاصی دارد.

معیار سطح تحصیلات و رابطه آن با ازدواج

میزان تحصیلات از عوامل مهم تشکیل دهنده شخصیت و وجهه اجتماعی فرد است. در رابطه با وضعیت تحصیلی دختر و پسر در آستانه ازدواج ممکن است حالتهای چهارگانه‌ای به شرح زیر پیش آیند که باید ضمن بررسی و دقت و با تیزبینی خاص عمل نمایند.

در حالتهای اول و دوم ممکن است میزان تحصیلات زن و مرد برابر باشد و یا اینکه مرد دارای تحصیلات عالیه و زن دارای تحصیلات متوسط باشد، در این حالت مشکلی ایجاد نمی‌شود و یا اگر ایجاد شود، ممکن است ناشی از عوامل و مسائل دیگر باشد.

در حالت سوم و چهارم ممکن است زن دارای تحصیلات عالی و مرد از تحصیلات کمتری برخوردار باشد و یا اینکه مرد دارای تحصیلات عالی و زن بیسواد یا تحصیلات اندک دارد، در این حالت اغلب زندگی زناشویی مواجه با ناسازگاری و در پاره‌ای موارد، طلاق می‌شود.

زنی که دارای تحصیلات عالی بوده، پزشک یا مهندس باشد از نظر درک و تفاهم با مردی که حداکثر تحصیلات ابتدایی دارد، بسیار فاصله دارد. مرد دنیا را چیز دیگری می‌بیند، خواستها، آرزوها، نوع درک و بینش و انتظارتش بسیار متفاوت با معیارها، دیدگاهها و خواستهای زن از مهمترین مسائل زندگی تا مسائل ثانوی مانند نوع تفریحات و سرگرمی‌ها و... است.

هر چند در موارد متعددی صرف تحصیلات نمی‌تواند تضمین کننده روابط معقول و حساب شده و تأمین کننده سلامت روانی خانواده باشد؛ ولی به هر حال زن و مردی که از نظر تحصیلات در وضعیت مشابهی قرار دارند، در بسیاری از موارد و در تربیت فرزندان خویش از تفاهم بیشتری برخوردارند.

عوامل جسمی و جنسی در رابطه با ازدواج

همانگونه که ممکن است فرد از نظر روانی خواه به دلیل اختلالات مرضی مثل افسردگی و و یا مشکلات غیر مرضی مثل عدم اعتماد به نفس و عدم قبول مسئولیت برای زندگی زناشویی، آمادگی نداشته باشد از نظر جسمانی نیز ممکن است با مسائل و مشکلاتی روبرو باشد.

طرفین باید از نظر جسمی،‌ ظاهری (مانند تصورات ایده‌آل جسمی و میزان انطباق آن با تصورات جسمی حقیقی در فرد مورد نظر، پذیرش جسمی، بیماریها، عادات ظاهری، نظافتی، بهداشتی) و عوامل جسمی جنسی (مانند اطلاع راجع به مسائل جنسی، شناخت مسائل، علائق، اختلالات و انحرافات جنسی و...) اطلاعات کافی و درست دریافت نمایند.

توجه به زیبایی و قیافه ظاهری نیز باید مد نظر باشد. البته در اینجا نیز ممکن است احتمال لغزش و خطاهایی در انتخاب وجود داشته باشد؛ ازدواجهای متعددی که تحت تأثیر عامل زیبایی و بدون در نظر گرفتن شرایط دیگر به سرعت شکل گرفته و به همان سرعت نیز از هم پاشیده است.

علاوه بر این، مسأله ژنتیک از نظر داشتن وضعیت جسمی سالم، عدم ابتلا به بیماریهای متعدد از جمله هموفیلی (در مردان)، عقب‌ماندگی‌های ذهنی و ... جهت داشتن فرزندان سالم و با هوش از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است.

البته در ازدواج و در توجه به عامل قیافه و ظاهر جسمانی، دیدگاه طرفین در پذیرش و طرد جسمانی یکدیگر، عاملی مهم است ولی در هر حال باید حد اعتدال رعایت شود: پسر کوتاه قدی که با دختر بلند قدی ازدواج می‌کند معمولا احساس حقارت می‌نماید و پسر و دختری که از نظر ژنتیکی و ارثی مرض دیابت و یا یکی دیگر از اختلالات ناشی از ازدواجهای فامیلی را با خود به خانواده می‌برند، در واقع در کوتاهترین فاصله زمانی، آغاز زیبایی زندگی را به عاقبت تلخ و شوم جدایی پیوند می‌دهند.

در عرض این مسائل، تداوم رابطه جنسی سالم و مشروع از ویژگیهای خاص ازدواج است. هر چند بین زن و شوهر از نظر نیاز جنسی همانند دیگر ویژگیها تفاوت وجود دارد ولی سست شدن روابط جنسی خود به عنوان یکی از مسائل و دلایل ریشه‌ای در ایجاد اختلالات روانی و اختلافات خانوادگی در دو جنس مطرح می‌باشد.

عامل سن در رابطه با ازدواج

تفاهم سنی در ازدواج به معنای یکسان بودن سن نیست، بلکه برعکس به معنای تفاوت در سن طرفین است. کارشناسان خانواده اختلاف سنی بین 2 تا 5 سال و حتی گاهی تا 7 سال را هم پیشنهاد کرده‌اند یعنی با توجه به اینکه زنان زودتر از مردان به رشد شناختی و پختگی عقلی می‌رسند، مردان باید بین 2 تا 5 سال مسن‌تر از زنان باشند. این اختلاف سنی گاهی تا 10 سال هم طبیعی دانسته شده است ولی بیشتر از آن ممکن است مشکل‌ساز باشد چرا که دیدگاهها، ادراک، نوع نگرشها و انتظارات زن و مردی با اختلاف سنی بالا، با هم بسیار متفاوت و اغلب مشکل ساز است.

بنابراین از مجموع آنچه گفته شد و در کالبد شکافی یک ازدواج سالم و با بررسی عواملی مانند: سوابق روانی، اجتماعی، تربیتی، تحصیلی، اقتصادی، جسمی، جنسی، فرهنگی، سیاسی، سوابق خانوادگی، ارتباطات درون و بیرون خانواده، نحوه شکل‌گیری ساختار شخصیتی، عاطفی، جسمی و ... یک مدل 8 وجهی از روابط متعدد به شرح ذیل بدست می‌آید.

جسمی ـ ظاهریجسمی ـ جنسیمجموع روابط این 8 وجه به 64 نوع رابطه متفاوت بین طرفین ازدواج منجر می‌شود.فکری، شناختی، و عقلانیعاطفی و احساسیشخصیتی و روانیفرهنگی و اخلاقی

تربیتی ـ خانوادگی

اقتصادی ـ مالی


این 64 نوع رابطه به مثابه داربست‌های فلزی جهت تکمیل بنای یک ساختمان می‌باشند و به هر اندازه که این رابطه‌ها، سالمتر، پخته‌تر و کاملتر باشند، زمینه برای استحکام استخوان‌بندی و شکل‌گیری و معماری درست و منسجم بنا و شکوفایی استعدادها جهت رسیدن طرفین به کمال و سعادت انسانی مهیا خواهد بود.

ازدواج ... چه موقع؟

یکی از اولین مسائل مطرح شده در ازدواج، زمان و سن مناسب و میزان رشد فردی و آمادگی برای ازدواج است. معمولاً در خصوص رسیدن فرد به سن ازدواج سه شرط اساسی را می‌توان به اختصار نام برد:

1 ـ بلوغ جسمانی، روانی و اجتماعی

2 ـ داشتن هدف مشخص برای زندگی و انگیزه قوی جهت تشکیل زندگی و دنبال کردن این اهداف

3 ـ داشتن اطلاعات لازم، دقیق و کافی در مورد یک زندگی موفق، شرایط و ویژگیهای آن، معیارهای یک ازدواج سالم و در نهایت داشتن انتظارات معقولی و پذیرش مسئولیت‌ها و تکالیف مربوط به ازدواج که به طور مختصر توضیحاتی ارائه می‌شود.

رشد جسمانی

آمادگیهای فیزیولوژیکی دختر و پسر برای ازدواج در حد قابل ملاحظه‌ای در رشد و سازگاری روانی و اجتماعی و شکل‌گیری اساس خانواده تأثیر می‌گذارد و در واقع نخستین شرط قابلیت زناشویی و پدر و مادر شدن که از اهداف مهم ازدواج است، محسوب می‌شود.

رشد اخلاقی و روانی

سلامت عاطفی و روانی و عدم ابتلا به بیماریهای روانی و نیز رسیدن فرد به مرحله‌ای که خود را مقید و ملزم به رعایت اصول اخلاقی از قبیل احترام به یکدیگر،‌ ملایمت در سخن گفتن، عفو و گذشت و اغماض و ... بداند، مقدمه و اساس شکل‌گیری زندگی است و کسی که این مراحل را طی نکرده باشد و از نظر رشد روانی هنوز در مرحله اولیه باشد ممکن است نه تنها اهمیتی به نیازهای روحی و عاطفی همسر خود ندهد، بلکه برای سلامت روانی خود نیز ارزش و اهمیتی قائل نباشد.

رشد عقلی

رشد عقلی عبارتست از مجموعه فعالیتهای ذهنی فرد که اندیشه، دیدگاهها، نگرشهای کلی، توانایی انطباق با مشکلات و محیط بیرونی و توانائیهای حل مسأله را تعیین می‌کند.

بنا به فرمایش حضرت علی (ع) عاقل کسی است که هر کاری را در جای خود انجام دهد و به کمک عقل راه ضلالت را از خوشبختی تمیز دهد. نکته‌ مهم از رشد عقلی که در زندگی زناشویی تأثیر دارد، توانایی و قابلیت اندیشیدن و قدرت تشخیص درست و بموقع مسائل و مشکلات زندگی است.

رشد اجتماعی

توانایی زن و مرد در ایجاد رابطه اجتماعی است به طوریکه به دیگران احترام گذاشته، نقش و وظایف و مسئولیتهای خویش را در برابر قراردادها و مناسبات اجتماعی به نحوه مطلوب انجام دهند.

رشد عاطفی

توانایی در کنترل احساسات منفی و مثبت و بروز عشق و شادی، میزان محبت و هیجان‌پذیری، عمق محبت و علائق عاطفی، نحوه ابراز عواطف در محدوده مورد قبول جامعه می‌باشد که زن و مرد باید توانایی داد و ستد عاطفی و تبادل مهر و محبت و عواطف، نسبت به یکدیگر و همه افرادی را که به گونه‌ای در اثر این ازدواج با آنان مرتبط خواهند شد، داشته باشند.

سن مناسب

کارشناسان خانواده مناسب‌ترین سن ازدواج برای دختران بین 18 تا 22 سال و برای پسران را بین 24 تا 28 سال عنوان نموده‌اند. ناگفته نماند که عامل سن، با وجود اهمیت زیاد آن، همانند دیگر ملاکها به تنهایی نمی‌تواند عامل موفقیت در زندگی زناشویی باشد، ضمن آنکه امروزه، به دلیل تحولات اقتصادی و اجتماعی و شرایط زندگی در شهر و روستا این عامل تا حدودی دستخوش تغییر است.

ازدواج ... با چه کسی؟

زندگی اگر چه ساده است ولی شوخی نیست، نمی‌توان با امیدهای واهی و خیالهای خام و فلسفه‌های بی‌اساس نسبت به تشکیل آن اقدام نمود.

ازدواج ... با چه کسی؟ همانند جواب به چرایی و چگونگی ازدواج، یک مسئله فردی است و به تناسب نوع نگرش، درک، شناخت و طی مراحل رشد شناختی و اجتماعی فرد ممکن است، جوابهای مختلف و متعددی در پی داشته باشد.

اما همواره و با مطالعه و تحلیل ازدواجهای موفق و درس آموزی و اصلاح اشتباهات ازدوجهای ناموفق، هر کسی می‌تواند به یک چار چوب و دیدگاه کلی در مورد ازدواج موفق .... با چه کسی؟ برسد.

با مطالعه معیارهای عمومی و مشترک ازدواج که در فصل قبل ارائه شد می‌توان به یک جمع‌بندی کلی در مورد خصوصیات فرد مورد نظر دست یافت که در اینجا آنها را لازم به تکرار و توضیح و تفصیل نمی‌بینم. فقط به صورت خلاصه باید گفت فرد از نظر سنی، سطح فرهنگی، تحصیلی، خانوادگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، سنی، ظاهری و ارزشی باید متناسب و مکمل دیگری باشد که معنای این تناسب نیز در جای خود توضیح داده شده است.

در یک جمع‌بندی کلی می‌توان گفت، برای دستیابی به یک ازدواج موفق باید این چهار نکته کلیدی را به اندازه، مد نظر داشته، هر گاه بهترین و پخته‌ترین جواب را پیدا کردید، در آن صورت ازدواجی موفق خواهید داشت.

این چهار نکته کلیدی عبارتند از:

ازدواج چرا؟

             چگونه؟

                      با چه کسی؟

                                   چه موقع؟

منابع:

1ـ نوابی نژاد، شکوه، مشاوره ازدواج و خانواده درمانی. ناشر: سازمان انجمن اولیاء و مربیان، تهران 1379

2ـ استریت، ادی، مشاوره خانواده (نظر و عمل در نگرش سیستمی)

برگردان مصطفی تبریزی، علی علوی نیا، تهران، فرا روان، 1377.

3ـ برنامه آموزش مهارتهای زندگی، مؤلف: سازمان جهانی بهداشت، ترجمه و اقتباس: ربابه نوری قاسم آبادی، پروانه محمد خانی، ناشر: معاونت امور فرهنگی و پیشگیری سازمان بهزیستی کشور، 1377.

4ـ دکتر قائمی. علی، نظام حیات خانواده در اسلام، انجمن اولیاء و مربیان، 1373.

5ـ ونتورا، مایکل، کتاب رقص سایه‌ها در ازدواج.

6ـ بهادری نژاد، مهدی، کتاب شادی زندگی، انتشارات چکامه، 1375.

7ـ دکتر قائمی، علی، تشکیل خانواده در اسلام، انتشارات امیری



[1] منظور حالتی است که دختر یا پسر تحت تأثیر یک جنبه مثبت و شاخص (مثلا پزشک بودن فرد) به انتخاب بپردازد و سایر ابعاد را نادیده بگیرد.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد