X
تبلیغات
زولا

برسی سبک های تفکر دانشجویان دختر و پسر (بایان نامه)

مقدمه

پیامبر اکرم (ص) می فرماید: یک ساعت تفکر از هفتاد سال عبادت بهتر است.

در سال­های اخیر محققان بیشتر علاقمند به کشف متغیرهای تفاوت­های فردی غیرشناختی، در پیشرفت تحصیلی شده­اند که این متغیرها توانایی­ها نیستند. متغیرهایی نظیر: خود مفهومی تحصیلی (هلمک، وان اکن، 1995؛ مارش و یوانگ، 1997). خودکارآمدی ( پاجارس، 1996؛ اس چانگ، 1991 و زیمرین، 1995). و رویکرد انگیزشی یادگیری (بیگز، 1991؛ پین تریچ، دگروت؛ 1991). می­باشند. (آلن وزانگ، 2002؛ به نقل از جهان­شایی، 1384). یکی از متغیرهای فردی، سبک­های (یادگیری، شناختی و تفکر) هستند که توجه ویژه­ای را به خود جلب کرده­اند. سبک­ها توانایی نیستند بلکه روش­های ترجیحی کاربرد توانایی­ها در  وظایف شناختی به حساب می­آیند. (استرنبرگ، گوریگورنکو، 1995؛ زانک، 2002؛ به نقل از جهان­شایی، 1384).

        واژه سبک معادل Style انگلیسی است. این واژه خارجی را در زبان و ادبیات فاسی به شیوه، روش، خامه، سبک نگارش، سلیقه، سبک متداول، قلم و میله ترجمه کرده اند (آریانپور، عباس؛ آریانپور، منوچهر، 1383). در فرهنگ لغت و بستر واژه سبک به معنای رفتار شاخص و متمایز وشیوه عمل و اجرا آمده است. در اصطلاح تخصصی، سبک شناسی شیوه­ای است که فرد اطلاعات را پردازش می­کند (استرنبرگ، 1380). واژه تفکر را می­توان اندیشیدن، فکر کردن، تخیّل، گمان کردن و مورد تأمل قرار دادن معنا کرد. و تفکر عبارت است از توانایی تحلیل و انتقاد به منظور رسیدن به نتایجی مبتنی بر استنباط درست یا قضاوت صحیح (قاسمی فر، 1383). بدین ترتیب معنای لغوی اصطلاح "سبک تفکر" شیوه اندیشیدن، مدل فکر کردن و مانند اینها است. استرنبرگ سبک تفکر را به عنوان طریقی که فرد می­اندیشد تعریف کرده و در این باره گفته است سبک تفکر یک توانایی نیست بلکه به چگونگی استفاده از توانایی­های­مان اشاره می­کند، افراد ممکن است عملاً در توانایی­ها مشابه اما در سبک­های تفکر متفاوت باشند (سیف، 1386).

       سوالات متعددی همواره ذهن پرورش­کاران و برنامه­ریزان را مشغول کرده است: چرا اکثر افرادی که در امور تحصیلی شکست می­خورند در زندگی موفق­اند و به عکس؟ چرا بعضی از دانش­آموزان یا دانشجویان با استعدادهای درخشان در مدرسه یا دانشگاه نمره بالایی می­گیرند در حالی که افراد دیگر با همان توانایی­ها دچار افت تحصیلی می­شوند؟ چرا شیوه تدریس در یک کلاس موفقیت­آمیز است ولی در کلاس دیگر کارایی لازم را ندارد؟ چرا عده­ای به رشته روان­شناسی، برخی به پزشکی وعده­ای به حسابداری روی می­آورند؟

      ما یک سبک خاص نداریم، بلکه شماری از سبک­ها وجود دارند، افراد ممکن است توانایی­های مشابهی داشته باشند، معذالک سبک­های تفکرشان متفاوت باشد. اما جامعه با توجه به توانایی­های یکسان افراد یک جور در مورد آنها قضاوت نمی­کند. غالباً وظایفی را که به افراد محول می­شود می­توان طوری ارائه داد که با سبک­های تفکر آنان انطباق داشته باشد. یا اینکه آنها سبک­های تفکرشان را متناسب با آن وظایف تعدیل نمایند (استرنبرگ، 1380).

       سبک­های تفکر و نقش آنها در یادگیری و آموزش، در تحقیقات بسیاری بررسی گردیده است. هرمن (1996) بیان می­کند، یادگیری زمانی به طور موثر واقع می­شود که کل مغز درگیر فرایند یادگیری شود. اگر فعالیت­های آموزشی با مدل ترجیحی تفکر یادگیرنده مطابقت داشته باشد، یادگیری تسهیل می­گردد (بوئر، 2001؛ به نقل از جهان­شایی، 1384).

      سطوح مختلف آموزشی و حیطه­های مختلف درسی،  سبک­های مختلف از تفکر را اقتضاء می­کند، که می­تواند موجب عملکرد بهتر یا ضعیفتر شما در طی دوره­های تحصیلی یا شغلی گردد، بسته به اینکه نیمرخ سبک­های شما تا چه اندازه و چگونه با انتظارات محیط تطابق یابد و چگونه محیط شما را ارزشیابی نماید (استرنبرگ، 1380).

بسیاری از نویسندگان معتقدند افراد در روش­ها و رویکردهای یادگیری متفاوتند (پری، 1970؛ رایان و دیوید، 2003؛ به نقل از جهان­شایی، 1384). زنان و مردان نیز دارای سبک­های متفاوت تفکر و یادگیری می­باشند

       یکی از اصول مهم نظریه استرنبرگ (1380). این است که سبک­های تفکر قابل آموزش هستند و سبک­های به خودی خود خوب یا بد نیستند، بلکه افراد بایستی یاد بگیرند در موقعیت­های مختلف سبک­های خود را تغییر و سبک­های فکری متناسب با آن موقعیت را در اولویت قرار دهند.  

                                                              تهیه کننده :  محمد اسماعیل زاده

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد